علیرضا مرادی

یاد آن شبها و یلداها بخیر

برف بازی و سرماها بخیر

کرسی و مادربزرگ و قصه ها

آن تخیل ها و رویاها بخیر

دستهای بی حس و سرمازده

کرسی و مطبوع و گرماها بخیر

آن تنقل ها ، لواشک ها ترش

نان شیرین و کدو حلوا بخیر

مردم دریا دل آن روزگار

پاک بازی و سوداها بخیر

جایشان خالیست اکنون پیش ما

یاد آن بگذشتگان ما بخیر …

دیدگاهتان را بنویسید